لعنت بر شیطان رانه شده
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
اومدم پست بزارم که دکمه ی ارسالم درست شده اما انقدر عجله دارم که نمیدونم دقیقا چی بنویسم
آها داستان مینویسم مفتکی:
دختری بود که درس خوان نبود به کارهای هنری علاقه اشت هنرمند که شد به جای پی گرفتن هنر نشست فیلم نگاه کرد همان فیلم که در سال 85 گزاشتن مردی که کور بود و چشم بصیرت یه حاج آقا رو گرفت و چشم بصیرت دار شد دختر ازاونجایی که بین بیست بود و کودک درونش بیدار بیدار گفت شپرتیه بزار منم بگیرم شبای قدر خواست و دچار کارما شد پنج سال زجر کشید و گفت نمیخوام و ولش نمیکردن :))تا اینکه امسال گفت خدایا چشمی با بصیرت بده یعنی بد و خوبو بفهمم به واسطه ی چشم و گوش و...خلاصه خدا داد بعد این ختر در این راه خطراتی به جون خرید و ازتونل هایی وحشت رد شد و روحش بزرگ شد حالا ختر یه کار هنری عالی پیدا کرده خدا داره یادش میده اعتماد به نفس پیدا کرده بیماری عصبیش که از همون خل و چل بازیش چشم بصیرتش بود دکترا گفتن خوب شده حرفزدنش عین روانشناسا و عارفا و فیلسوفایه از هر کسییه چیزی میدزده که بشه زیبا در حال رفع معایبشه اما توی فال سال تولدش اخلاقش یه کم زود عصبی میشه زود سرد میشه داره به کمک خدا عصبانیتشو بروز نمیده که کمکم بره خلاصه اون یه روز دوروز قبل رفت بیرون هر چی چرا آورد خدا جوابشو داد گفت خایا خداوندا چرا اینا موهاشونو عین کوهان میکنن میریزن بیرون خدا گفت بنه ی من خفه شو وقتی رو ندیدی که درسته کوهان نکردی اما درگیر بوی گفت آره خدا جان دیدم میشه اینا رو هم هدایت کنی خلاصه چند وقته داره با خداش حرف میزنه تو خواب و بیداری خداشم اره درسش میده درسایی که بعضی پیراش ندیدن دخت مونه کارما ها رو یادش نمیاد نمیخواد ریا شه کاراش پور شه بره پی کارش مثلا میخواد کاراش خدایی بمونن البته براش سخته فحشش بدن حرفنزنه چادرشو له کنن جیغ بزنن بگن این خدای تو خدای ما هم هست هرچی کار کنه نبینن و اینهمه امتحان اما درسایی که میخواد دیگران به سالها گرفتن این فشرده بگیره پس باید بیشتر تلاش کنه خلاصه با کوله باری از حرف مهر خاموشی بر قلم اما خدا براش کلی چیزیخریده براش یه توگردنی خریده که جلوش 5 تن آلعبا و ان یکاد و پشتش آیت الکرسی و کلی چیزای دیگه ختر مونده توی کارای خدا اما نمیشه خدا بزرگه اما باور داره خدا رو چون روح خدا درشه دختر هاله ها رو دوست داره پیام ها رو خوشش میاد ختر داره به یه چیزی فکر میکنه که خداش کمکش کنه :))الانم اومد پست بزاره تا ارسال کرد دید پست قبلی پرید میگی چجوری اسم پست قبلی اون بالا بود تا ارسال کرد این جایگزین شد عیبینداره اینم یه درسه یا یه کارما همرو میفهمه دختر:))