<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://rozeaftabe.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">وب مذهبي /خاطره/آموزشي</title>
	<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Tue, 22 May 2012 03:57:56 GMT</updated>
	<author><name>نرجس خاتون</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/10/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%8a+%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af+%d9%87%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d8%a7+%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%85+%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8+%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86...%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d9%87%d8%b1+%d9%82%d9%84%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d8%b1%d8%b5%d8%b9/</id>
<updated>Wed, 16 May 2012 15:54:00 GMT</updated>
<title type="text">احمدي نژاد همراه با مولايم صاحب الزمان...در شهر قلمدانهاي مرصع</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;وقتي احمدي نژ|د وقتي احمدي نژاد به نيشابور من آمد شهر قلمدان هاي مرصع و زبان هاي گويا و فرياد هاي رسا:ا))&lt;br /&gt;سه چهار روزي&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پيش احمدي نژاد به شهر ما بسيار خيلي خوش آمد نائب صاحب الزمان آمد&lt;br /&gt;بعد از آن او با هليکوبتر آمد از خونه ي ما از&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بالاي بوم ما گذشت بعدش ما خواب بوديم ده دقيقه ي به هشت&amp;nbsp; من اغلب خوابم کمي اعصابم حساسه هليکپوتر ازبالاي سرم گذشت با ترس از خواب پريدم به ساعت نگاهي انداختم دوباره خوابيدم خوش اومد:))احمدي نژاد يار امام زمان و ياور رهبر خوش اومد :))&lt;br /&gt;دوستداران راستين باشم انشاالله بعدش دو يا سه بود جيم شدم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از درب گاراژ&amp;nbsp;بيرون سوار واحد شدم تقريبا از يک ايستگاه بعد مسجد جامد که از واحد پياده شديم پياده تا سالن تختي رفتيم هوا گرم بود يک منزلي شير آب باز کرده بود براي زائراي احمدي نژاد کلا سرموشستم با چادر هوا گرم تره:))کلي دعاش کردن خدا خير بده بهش در دنيا و در آخرت به اندازه ي لطف و رحمت و مهربونيش :))&lt;br /&gt;رفتيم داخل تفتيش شلوغ بود يک بچه اي داشت شوخي جدي خفه ميشد به ميله ها تکيه دادم به مامانش گفتم فرار کنين برين تووووو رفتم تو...پرچم نبود تکون تکون بدم براي چند تا بي سواد عريضه نوشتم حرف همشون اين آقاي احمدي برادر عزيز رئيس جمهور گرامي ما ممر درآمدمون همين يارانه هاست که ميدي باباي من که جزو فئول دا هاست اي خداااااا ما هم بي نصيب ميگن برو بگو احمدي نپاد برات کار جونه به ماچه سرمايه بديم کار و سرمايست:))کو سرمايسش:))&lt;br /&gt;))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه جا يه خانم بيحجاب ميخو.ان واسه بيحقوقي لاس زدن اي خدا من اهلش نيستم:))تازه من بايد يه کاري باشه بتونم به مامان پيرمم برسم برم کارگر بگيرم براش:))از کجا بيارم:))خوم کار ميکنم گاهي به خواهرام ميزارم خونرو در ميرم:))&lt;br /&gt;خلاصه اونجا توي استاديوم تختي نشسته بودم يه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خانمي ميگفته پسرم ليسانس برق داره بيکار شديدا ميخواد داماد بشه اما از کجا؟!شونصد تا دختر و پسر بيچاره فکر کنم 12 تا وقتي آوردن گروني نبود فکر کردن وسيله هاي خدا بد جنسي نميکنن که ميکنن:((خدايا اين رعد و برقت من نميترسم:)) خداي من يه دخترش سي سالشه ليسانس کتابداري مجرد يکي 25 ليسانس تجربي بيکار و هر دو مجرد حالا مجرد بيکار نميگيرن:((&lt;br /&gt;خلاصه يه دختر داشت 15 سال يکي ميخواد بگيرتش دختر 15 ساله هم ميخوادش اما باباش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفته اول بايد دختر بزرگا عروس شن تازه دو دختر 21 و22 ساله هم داره که تو عقدن لنگ جهاز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;يادم از خودم اومد که بايد خواهر کوچيکم ديشب براش خواستگار اومد تا شنيدن ما 8 تا بچه ايم فهميدن بابام دختراشو بي نصيب ميزاره نميخواد چاي خوردن ميوه کوفت نکردن يعني شان دختر له کردن کوفت ميکردين ميرفتين&amp;nbsp; گم ميشدين بدبخت که نبوديم فقير که نبوديم خلاصه گم شدن که گم شدن و رفتن :((&lt;br /&gt;خلاصه يه خانمي ميگفت دخترم اول راهنماييه پسرم هم اول ابتدايي شوهرم ديسک کمر خودم هم مريضي دارم ديسک کمر دارم و گردنم از قاليبافي هم گرفته هم درد ميکنه کوفت بخورن اين سرمايه داراي بعضي هاشون دزدن قالي رو اين ميبافه ميوه ما توليد ميکنيم تا به دست مصرف کننده ميرسه کولاکه بعدش باباي از ميوه هاش سودي نميبره دلالا کوفت ميکنن برو بابا ادب کجا بود عده اي از خدا بيخبر سبزواري براي اينکه ما نيشابوري ها خراب کنن اومده بودن شورش که گروني و ...&lt;br /&gt;گفتم جمع کنين بساطوون پاشين گمشين برين گمو گور شين شهر و روستانو ما آبرو داريم &lt;br /&gt;گفتم يه عده رفتم کنسرو بخرم مال شونصد ماه پيش 1800 زده ميگه بده 1900 ميگم تودلم جاي کمتر بدي بيشتر ميدي جنس موندتو از قيمت رو گرون تر ميدن احتکار خدا کمرشونو بشکنه اختلاس ميکنن بعد ميرن که ميرن بعد اين احمدي نپاد بنده خدا و رهبر عزيز من يه عده مزدور برن بميرن همين توي اين رعد و برقا خشک شن:))اينم دعاي خير من :))براي بدرقه ي راهشون خلاصه بساطشونو چيدم جبغ ميزدم صلي علي محمد(اللهم صلي محمد و آل محمد) ياور رهبر آمد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((&lt;br /&gt;البته اينو دلم فرياد زدم همش فرياد صلي علي محمد (اللهم صلي محمد و آل محمد) بوي رجائي آمد البته بود توي دلم اما جدي جدي فرياد زدم بلند صلي علي محمد(دسته گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل محمدي به شهر من خوش اومدي:))البته اونوقع جيغ زدم ما ميگفتن کرمون کردي واقعا هم هنجره نمونده بود:))بعدش جيغ زدم قول بعضي ها خدا ميدونه :))من براااااااااااااااااااااااااااااي نون شبم جيغ جيغ و فرياد ميزنم با فرياد:))&lt;br /&gt;خلاصه اون مدت که از عريضه نويسي گريخته بودم فرياد زدم &lt;br /&gt;يکي گفت رجائي احمدي نژاد است و آن يکي من بودم که فرياد ميزنم بوي رجائي آمد من خيلي اوضام سخت شده چون بابام بنزين نداره ديگه يارانه ها رو ميگيره ميده به برقا ميگه صرفه جويي اما راضيم چون خودخئواه خود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پسند نيستم به ضرر ما شد همه چي گرون شد اما تقصير يه عده از خدا بيخبره که به زودي نونشون چرب داده ميشه کاش توي کشور ما هم طرحي ميشد که مردم دوباره به احمدي نپاد راي بدن به خداي خودم که از بردن نامش هراسونم و. تنم ميلارزه اشکم جمع ميشه دور پلکام وقتي از کارگرا توي شيريني فروشي شنيدم خدا احمدي نپاد رو خير بده براي رئيس جمهوري خوبه و&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(((((((((((()))))))))))))))))&lt;br /&gt;ميبينم بعضي که يارانه ميگيرن صرفه جويي ميکنن که زنديگشون کمي قابل تحمل&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;تر شه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;اشکم جمع نميشه من ما هستم من نيستم به اين اشکم ميزارمش روي صفحه کليد که بدونين که منم زجر کشيده هستم و درد من اينکه اومدم تا پسر هميشه اين درد با منه وقتي مامانم براي صرفه جويي&amp;nbsp; اشتباه لباس نخريد و منو براي کهنگي لباس &amp;divide;ياده کرد من هم فقيرم در نهايت غنا ميگن واستا ما بميريم ما بهت ميديم من به مرگ پدرم مادرم فکر نميکنيم من ميخوام از خداي خودم عمرموشو تا ظهور مهدي جاويد کنه اون زمان ببينن &lt;br /&gt;خلاصه ي داستان: &lt;br /&gt;رفتم با خبرنگارا ي تهراني حرف زدم ((هميشه فکر ميکردم تهراني ها شکل مريخي ها هستن:؟))&lt;br /&gt;خلاصه وقتي توي هواي ابر آلود باران گونه هلوپتر احمدي نژاد اومد انگار بوي رجائي نديدم آمد انگار که که تصوير سازي کردم وقتي که صاحب&amp;nbsp; الزمان مولايم صاحب الزمان مهدي فاطمه ياس فاطمه و نرجس مي?يد&lt;br /&gt;به اميد زنده بودن جوان بودن و به دعاي تعجيل&lt;br /&gt;دارد باران ميآيد خدايا کي مهدي ميآيد&amp;nbsp; خسته ام اما سر پايم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;*******************************************************************&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;_____________________________________(((((((((((((((((((((((__________________________(((((((((((((((((((((((____________________________(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((_______________________))))))))))))))))))))))))))))))))))))))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;به نيشابور من آمد شهر قلمدان هالي مرصع و زبان هاي گويا و فريلد هاي رسا:))&lt;br /&gt;سه چهار روزي پيش احمدي نپاد به شهر ما بسيار خيلي خوش آمد نائب صاحب الزمان آمد&lt;br /&gt;بعد از آن او با هليکوبتر آمد و به جون خودم بميرم کفنم کفي از خونه ي ما ازبوم ما گذشت بعدش ما خواب بوديم ده دقيقه ي به هشت&amp;nbsp; من اغلب خوابم کمي اعصابم حساسه هليکپوتر ازبالاي سرم گذشت با ترس از خواب پريدم به ساعت نگاهي انداختم دوباره خوابيدم خوش اومد:))احمدي نژاد يار امام زمان و ياور رهبر خوش اومد :))&lt;br /&gt;دوستداران راستين باشم انشاالله بعدش دو يا سه بود جيم از درب گاراژ بيرون سوار واحد شدم تقريبا از يک ايستگاه بعد مسجد جامع که از واحد &amp;divide;ياده شديم &amp;divide;ياده تا سالن تختي رفتيم هوا گرم بود يک منزلي شير آب باز کرده بود براي زائراي احمدي نپاد کلا سرموشستم با چادر هوا گرم تره:))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;+&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;++&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کلي دعاش کردن خدا خير بده بهش در دنيا و در آخرت به اندازه ي لطف و رحمت و مهربونيش :))&lt;br /&gt;رفتيم داخل تفتيش شلوغ بود يک بچه اي داشت شوخي جدي خفه ميشد به ميله ها تکيه دادم به مامانش گفتم فرار کنين برين تووووو رفتم تو...پرچم نبود تکون تکون بدم براي چند تا بي سواد عريضه نوشتم حرف همشون اين آقاي احمدي برادر عزيز رئيس جمهور گرامي ما ممر درآمدمون همين يارانه هاست که ميدي باباي من که جزو فئول دا هاست اي خداااااا ما هم بي نصيب ميگن برو بگو احمدي نپاد برات کار جونه به ماچه سرمايه بديم کار و سرمايست:))کو سرمايسش:))&lt;br /&gt;همه جا يه خانم بيحجاب ميخو.ان واسه بيحقوقي لاس زدن اي خدا من اهلش نيستم:))تازه من بايد يه کاري باشه بتونم به مامان &amp;divide;يرمم برسم برم کارگر بگيرم براش:))از کجا بيارم:))خوم کار ميکنم گاهي به خواهرام ميزارم خونرو در ميرم:))&lt;br /&gt;خلاصه اونجا توي استاديوم تختي نشسته بودم يخ خانمي ميگفته &amp;divide;سرم ليسانس برق داره بيکار شديدا ميخواد داماد بشه اما از کجا؟!شونصد تا دختر و &amp;divide;سر بيچاره فکر کنم 12ط تا وقتي آوردن گروني نبود فکر کردن وسيله هاي خدا بد جنسي نميکنن که ميکنن:((خدايا اين رعد و برقت من نميترسم:)) خداي من يه دخترش سي سالشه ليسانس کتابداري مجرد يکي 25 ليسانس تجربي بيکار و هر دو مجرد حالا مجرد بيکار نميگيرن:((&lt;br /&gt;خلاصه يه دختر داشت 15 سال يکي ميخواد بگيرتش دختر 15 ساله هم ميخوادش اما باباش دختر بزرگا يادم از خودم اومد که بايد خواهر کوچيکم ديشب براش خواستگار اومد تا شنيدن ما 8 تا بچه ايم فهميدن بابام دختراشو بي نصيب ميزاره نميخواد چاي خوردن ميوه کوفت نکردن يعني شان دختر له کردن کوفت ميکردين ميرفتين&amp;nbsp; گم ميشدين بدبخت که نبوديم فقير که نبوديم خلاصه گم شدن که گم شدن و رفتن :((&lt;br /&gt;خلاصه يه خانمي ميگفت دخترم اول راهنماييه &amp;divide;سرم هم اول ابتدايي شوهرم ديسک کمر خودم هم مريضي دارم ديسک کمر دارم و گردنم از قاليبافي هم گرفته هم درد ميکنه کوفت بخورن اين سرمايه داراي بعضي هاشون دزدن قالي رو اين ميبافه ميوه ما توليد ميکنيم تا به دست مصرف کننده ميرسه کولاکه بعدش باباي از ميوه هاش سودي نميبره دلالا کوفت ميکنن برو بابا ادب کجا بود عده اي از خدا بيخبر سبزواري براي اينکه ما نيشابوري ها خراب کنن اومده بودن شورش که گروني و ...&lt;br /&gt;گفتم جمع کنين بساطوون پاشين گمشين برين گمو گور شين شهر و روستانو ما آبرو داريم &lt;br /&gt;گفتم يه عده رفتم کنسرو بخرم مال شونصد ماه پيش 1800 زده ميگه بده 1900 ميگم تودلم جاي کمتر بدي بيشتر ميدي جنس موندتو از قيمت&amp;nbsp; گرون تر ميدن احتکار خدا کمرشونو بشکنه اختلاس ميکنن بعد ميرن که ميرن بعد اين احمدي نژاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بنده خدا و رهبر عزيز من يه عده مزدور برن بميرن همين توي اين رعد و برقا خشک شن:)) دعاي خير من :))براي بدرقه ي راهشون خلاصه بساطشونو چيدم جبغ ميزدم صلي علي محمد(اللهم صلي محمد و آل محمد) ياور رهبر آمد &lt;br /&gt;البته اينو دلم فرياد زدم همش فرياد صلي علي محمد (اللهم صلي محمد و آل محمد) بوي رجائي آمد البته بود توي دلم اما جدي جدي فرياد زدم بلند صلي علي محمد(دسته گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل محمدي به شهر من خوش اومدي:))البته اونوقع جيغ زدم ما ميگفتن کرمون کردي واقعا هم هنجره نمونده بود:))بعدش جيغ زدم قول بعضي ها خدا ميدونه :))من براااااااااااااااااااااااااااااي نون شبم جيغ جيغ و فرياد ميزنم با فرياد:))&lt;br /&gt;خلاصه اون مدت که از عريضه نويسي گريخته بودم فرياد زدم &lt;br /&gt;يکي گفت رجائي احمدي نپاد است و آن يکي من بودم که فرياد ميزنتم بوي رجائي آمد من خيلي اوضام سخت شده چون بابام بنزين نداره ديگه يارانه ها رو ميگيره ميده به برقا ميگه صرفه جويي اما راضيم چون خودخئواه خودپسند نيستم به ضرر ما شد همه چي گرون شد اما تقصير يه عده از خدا بيخبره که به زودي نونشون چرب داده ميشه کاش توي کشور ما هم طرحي ميشد که مردم دوباره به احمدي نپاد راي بدن به خداي خودم که از بردن نامش هراسونم و. تنم ميلارزه اشکم جمع ميشه دور پلکام وقتي از کارگرا توي شيريني فروشي شنيدم خدا احمدي نپاد رو خير بده براي رئيس جمهوري خوبه و &lt;br /&gt;ميبينم بعضي که يارانه ميگيرن صرفه جويي ميکنن که زنديگتون کمي قابل تر اشکم جمع نميشه من ما هستم من نيستم به اين اشکم ميزارمش روي صفحه کليد که بدونين که منم زجر کشيده هستم و درد من اينکه اومدم تا &amp;divide;سر هميشه اين درد با منه وقتي مامانم براي صرفه جويي&amp;nbsp; اشتباه لباس نخريد و منو براي کهنگي لباس پياده کرد من هم فقيرم در نهايت غنا ميگن واستا ما بميريم ما بهت ميديم من به مرگ پدرم مادرم فکر نميکنيم من ميخوام از خداي خودم عمرموشو تا ظهور مهدي جاويد کنه اون زمان ببينن &lt;br /&gt;خلاصه ي داستان &lt;br /&gt;رفتم با خبرنگارا ي تهراني حرف زدم ((هميشه فکر ميکردم تهراني ها شکل مريخي ها هستن:؟))&lt;br /&gt;خلاصه وقتي توي هواي ابر آلود باران گونه هلوپتر احمدي نژاد اومد انگار بوي رجائي نديدم آمد انگار که که تصوير سازي کردم وقتي که صاحب&amp;nbsp; الزمان مولايم صاحب الزمان مهدي فاطمه ياس فاطمه و نرجس مي?يد&lt;br /&gt;به اميد زنده بودن جوان بودن و به دعاي تعجيل&lt;br /&gt;دارد باران ميآيد خدايا کي مهدي ميآد خسته ام اما سر پااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;يه خانم ديگه که اول اومد ازدست من و عريضه هاي قريب اندر قاجم خسته شد رفت رسمي نوشت منم نفهميدم يه دونه خط خورد:))((:اون ميگفت من 70% از کار افتادم پسرم سربازه تو تبريز 22 سالشه ما با يارانه زنده ايم پول قرصام و ...پول خرجي و ...قرصاش ريخت روي زمين&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسيدم 70% از کار افتاده يعني چي؟! که خطور کرد يعني 30% شايد سالم توي نامه نوشته بود که بايد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرم خرجمو بده که همش مريضم من اما در واقع من بايد از پسرم مراقبت کنه خلاصه اون خانم با شونصد تا دختر که تو خونه داشت ميگفت که بايد پاشم از خونه ي اجاره اي شماره ي منزل خودمونو دادم با مبايلم به آقاي رئيس جمهور اسلامي ايران آقاي&amp;nbsp;&amp;nbsp;محترم احمدي نژاد و شماره ي اونارو نداريم شماره ي مبايلمو دادم به خانومه چون ماماتشون از دستم وخيرام خستن:))مبايل هم ندارم واگزار کردم قرص بالا آوردم الان يه ساعته که براي اين پست کانکتم تازه از قبل نوشتمش توي نود داشتم اينجا غلط گيري و اضافه ميکردم:)))(((((((((((((((((((((((((((((( اينجا بعد چند ماه که من اومدم مثل زمانيه که اصحاب کهف از تو غار اومدن همه چي تغيير کرده:))دي&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما از احمدي نژاد خوشمون اومده شما كه توي مجلس راي بهتون&amp;nbsp; دادم بياين تصويب كنين بمونه دوره ي بعدي و بعدي تا ظهور مهدي خدا خيري بهتون بده انشاالله چرا تو آمريكا بشه اينجا نشه نكنه من نيشابوري راي نظر ندارم منم بنده اي همانند ديگران از قول بسياران &amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من خودم يه خواهرمنداره راضي داداشم داره ناراضي خدا راضي کي ناراضي؟!:))خدايا تو منو بسي:))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;???????????????؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نکته ي جالب داستان:ببينيد به حق کيه چند تا منافق از رئيس جمهور بد گفتن من براي خدا دفاع کردم از مظلوم غائب ميگن توبراي اختلاس گراي مکار حقه باز گفتي ميکشنت جنازنتو گم و گور ميکنن بروبابا حال نداريم بزار بياد ما از مرگنميهراسيم چون باور دارم تا خدا نخواد شهيد نميشم من هم قصد شهادت ندارم:))&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/10/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%8a+%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af+%d9%87%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%87+%d8%a8%d8%a7+%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d9%85+%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8+%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86...%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d9%87%d8%b1+%d9%82%d9%84%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d8%b1%d8%b5%d8%b9/" title="احمدي نژاد همراه با مولايم صاحب الزمان...در شهر قلمدانهاي مرصع" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/9/%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%86+%d9%85%d9%84%d8%aa+%d9%85%d9%86+%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%86/</id>
<updated>Fri, 02 Mar 2012 20:04:00 GMT</updated>
<title type="text">راي من ملت من خداي من</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;لعنت بر شيطان رجيم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; به نام خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلام من با كلي استرس اينجام استرس ازاينكه سيم اينترنت من كه از حال به اتاقم ميرسه قطع نشه پس ميرم پيش مامانم بعد ميام من نميدونم چجوري بگم من خيلي محجبم اما امروز دستمو توي محل راي گيري گزاشتم روي شونه ي دختري كه هيچ شكل ظاهريش مثل من نبود با لبخندي محبت آميز و بعد كه حس كردم خسته شده دستمو برداشتم به قول امام حسين (عليه الاسلام)الهم صلي علي محمد و آل محمد اگر در دنيا دين نداريد لاقل در دنيا آزاده باشيد من اون دخترارو آزاده ديدم و بس پس من راي دادم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با وجو اينكه داداشم نشسته بود و نميزاشت ما راي بديم جرات نداشتيم قرار بود براي من سيستم بياره و برام كاري رو جور كرده بود به القول الدنيا يي ها خدايا همه چيز من تويي من به خاطر تو راي ميدم نون گرون شده همه به من ميگن علت ازدواج نكردنت اينكه گرونيه اما من به قسمت تقديرم:))اعتقاد دارم:))پس سيستم من نميخوام من هيچي هيچي نميخوام از غير خدا خدايا به ميكائيلت بگو روزي من رو دست اينا نده مستقيم بده دست خودم با يه استرسي رفتم و وقتي راي رو مينداختم گفتم هر دو بار گفتم خدايا من براي تو راي دادم و من به خاطر تويه كه قلم ميزنم و در راه تو ميجنگم پس در قيامتت كه هركسي به فكر خودشه و قلم ملم كسي حاليش نيست تو نامه ي اعمال من رو به دست راستم به همونطور كه من براي تو اومدم و براي تو راي دادم و با دست راست ميندازم و تو رو باور دارم پس گروني خون شهيد رو از بين ميبره؟!؟؟؟!!!گروني جانبازهارو بدن ميده دردشونو تسكين ميده؟؟؟!!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/12/12/143028_711.jpg&quot; alt=&quot;راي من راي تو كشور ما خداي بالاي سر ما &quot; width=&quot;567&quot; height=&quot;389&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/9/%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%86+%d9%85%d9%84%d8%aa+%d9%85%d9%86+%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%86/" title="راي من ملت من خداي من" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/8/%d9%82%d9%84%d8%a8+%d9%88+%d8%ae%d8%af%d8%a7/</id>
<updated>Mon, 20 Feb 2012 00:37:00 GMT</updated>
<title type="text">قلب و خدا</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;:))ميخندم ساكتم و اما جوشش بيانم چون چشمه اي كه از دل كوهي بجوشد زيباست چون از دل ميجوشد پس دلم كنون خا را ميجوشاند ازدل دل من قرار است بشود پر از خدا و دلم از خداست دل همان قلب من است و قلب من همان روح من است كه راز ها در قلب است و علي ميدانست و من كنون بيدارم&amp;nbsp; &lt;a href=&quot;http://modir.parsiblog.com/&quot;&gt;http://modir.parsiblog.com/&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://only-allah.mihanblog.com/post/category/39&quot;&gt;http://only-allah.mihanblog.com/post/category/39&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قلب ازديدگاه امام علي ((عليه الاسلام))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,622&quot;&gt;http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,622&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آيه 62 بقره &quot;ان الذين آمنوا و الذين هادوا والنصاري و الصابئين من امن باللّه&amp;rlm; واليوم الاخر و عمل صالحا&quot;، هر مسلمان و يهود و نصاري و ستاره&amp;rlm;پرست كه از روي حقيقت به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نيكوكاري پيشه كند...&quot; ايمان تكرار شده است، به دست مي&amp;rlm;آيد كه ادعا و اظهار زباني براي ايمان كافي نيست؛ اين فقط اسلام است. به عبارت ديگر مصونيّت گاهي دنيوي و گاهي اخروي است. صيانت دنيوي به موجب اسلام حاصل مي&amp;rlm;شود، لكن بهره&amp;rlm;ها و امنيّت اخروي در گرو ايمان حقيقي است، هر چند ايمان در زندگي عملي دنيوي هم تأثير دارد: &quot;لا يؤاخذكم&amp;rlm;اللّه&amp;rlm; باللّغو في ايمانكم ولكن يؤاخذكم بما كسب قلوبكم.&quot; بقره/ 225&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مطالب ياد شده دو رهاورد دارد: اولاً: ايمان، امري قلبي است. پس نوعي حالت روحي و رهيافت رواني خواهد بود. همين امر ايمان را از معرفت ذهني محض جدا مي&amp;rlm;كند. ثانيا: ايمان غيراسلام است؛ البته بايد توجه داشت كه اين امر به&amp;rlm;معناي بي&amp;rlm;ارتباطي نيست. ايمان هم با معرفت و هم با اسلام در ارتباط است، ولي ماهيت حقيقي ايمان نه معرفت صرف است و نه اسلام (لا اقل اسلام ظاهري و زباني كه اقل مراتب اسلام است). &lt;br /&gt;ايمان دو گونه است: مستقر و عاريه.48 اگر ايمان در دل انسان نفوذ كرده تثبيت شود، ايمان مؤثر است. چنين ايماني زائل نشده با شبهات از بين نمي&amp;rlm;رود. قسم ديگر ايماني است كه قلبي نباشد و عاريتي بوده از آنِ انسان نباشد. چنين ايماني اجل داشته، موقتي و مقطعي است. &lt;br /&gt;البته ايمان انسان رها نيست؛ بدين معنا كه خدا حتي قلوب و ايمان آن را مورد آزمون قرار مي&amp;rlm;دهد و اين در صورتي است كه امري دشوار از ناحيه ائمه هدي قدس سرهما بر انسان عارض گردد كه در اين صورت جز عبد مؤمني كه خدا قلبش را با ايمان آزموده باشد تحمل پذيرش آن را نخواهد داشت.49 &lt;br /&gt;باري، اگر ايمان در قلب پديد آيد جان آدمي محل اعتقاد و عقيده گردد و اگر حقيقت ايمان ديني حاصل آيد، انسان به مقام درك و شهود حضرت حق نائل آمده است. بنابراين حقيقت ايمان انسان را به مراتب عالي شهود خواهد رساند: &quot;... ولكن تدركه القلوب بحقائق الايمان&quot;50&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;ظرفيت قلب&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دانستيم كه قلب بهار دارد و در اين زمان كشت&amp;rlm;زار دل آدمي مي&amp;rlm;شكفد و مي&amp;rlm;رويد و عطرآگين مي&amp;rlm;شود. اگر قلب گلستان است و گلستان قابل توسعه پس ظرفيت قلب قابل افزايش است. از سوي ديگر دانستيم كه ايمان امري تشكيكي و مراتب&amp;rlm;پذير است و نيز مي&amp;rlm;دانيم كه ايمان امري قلبي بوده جايگاهش قلب است. پس قلب نيز توسعه&amp;rlm;پذير خواهد بود. به بيان ديگر قلب&amp;rlm;ها دو گونه&amp;rlm;اند: نحيف و فربه يا كوچك و بزرگ يا بسته و باز. قرآن بر اين امر نيز مهر تأييد نهاده است، آن&amp;rlm;جا كه سخن از شرح صدر به ميان آورده است: &quot;افمن شرح&amp;rlm;اللّه&amp;rlm; صدره للاسلام فهو علي نور من ربه&quot;، زمر/ 22 مي&amp;rlm;دانيم كه صدر و قلب مترادفند. از اين آيه به دست مي&amp;rlm;آيد كه قلب آدمي مي&amp;rlm;تواند منشرح يا مضيق گردد. در صورتي كه قلب باز شد نور را همراهي كرده است. شايد بتوان از اين تعبير كه فرمود &quot;علي نور است&quot; به&amp;rlm;دست آورد كه آنان&amp;rlm;كه قلبي گشاده دارند براستي بر نور سوراند و نور مركب آنان است. &lt;br /&gt;اين يك حقيقت قرآني است كه برخي قلب&amp;rlm;ها محجوبند. آيات شريف با تعابير مختلف مسئله حجاب قلب را مطرح كرده&amp;rlm;اند. گاهي با همين تعبير حجاب به&amp;rlm;كار رفته است: &quot;كلاّ انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون&quot;، مطففين/ 15 گاهي به&amp;rlm;صورت ختم: &quot;ختم&amp;rlm;اللّه&amp;rlm; علي قلوبهم&quot;، بقره/ 7 و زماني به شكل قفل: &quot;افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها&quot;، محمد/ 24 و در پاره&amp;rlm;اي موارد با تعبير طبع &quot;طبع&amp;rlm;اللّه&amp;rlm; علي قلوبهم&quot; نحل/ 108 البته تعابير ديگري هم وجود دارد كه هر چند با واژه قلب همراه نيست اما همين مضمون را دارند از قبيل تعبير غشاوة: &quot;علي سمعهم و ابصارهم غشاوة&quot;، بقره/ 7 يكي از روشن&amp;rlm;ترين آيات اين است كه: &quot;بل ران علي قلوبهم ماكانوا يكسبون&quot;، مطففين/ 14 اين قلب همان حجاب است. &lt;br /&gt;تمام اين تعابير چه طبع يا ختم يا قفل يا رين يا غشاوه و نظائر آن، نشان مي&amp;rlm;دهند كه قلب در برخي احوال گرفتار مانع مي&amp;rlm;شود و اگر در اين شرايط از بسياري نعمت&amp;rlm;ها و امتيازها محروم مي&amp;rlm;شود تنها به دليل وجود مانع است نه از جهت فقدان مقتضي. به تعبير ديگر جهت تكميل علّيت دو امر لازم است: وجود مقتضي و فقدان مانع. اگر حرمان&amp;rlm;ها و فقدان&amp;rlm;هايي براي وجود آدمي پديد مي&amp;rlm;آيد منشأ آن عدم مقتضي نيست بلكه وجود مانع است. شاهد اين&amp;rlm;كه اگر مانع برداشته شود و چشم بصيرت انسان و گوش جان آدم بازگردد انسان اموري را خواهد ديد و شنيد كه پيش از آن برايش مقدور نبود چنان&amp;rlm;كه قرآن فرمود: &quot;فكشفنا عنك غطآءك فبصرك اليوم حديد&quot;، ق/ 22 و در احاديث، مضامين فراواني در اين رابطه وجود دارد كه يكي از آن&amp;rlm;ها از اين قرار است: &quot;لولا تكثير في كلامكم و تمريج في قلوبكم لرأيتم ماأري و لسمعتم ما اسمع.&quot;51 &lt;br /&gt;اين امر بدين معناست كه بن مايه وجود آدمي يعني همان فطرت پاك است و اين امري كاملاً طبيعي است؛ زيرا قرآن از يك سو فرمود: هر شي&amp;rlm;ء مخلوق خداست: &quot;واللّه&amp;rlm; خالق كل شي&amp;rlm;ء&quot;، زمر/ 62 و از سوي ديگر اشاره كرد كه هر مخلوق از آن جهت كه مخلوق است احسن است: &quot;الذي احسن كل شي&amp;rlm;ء خلقه&quot;، سجده/ 7 لذا وجود آدمي به احسن وجه آفريده شده است. هم&amp;rlm;چنين به آيه فطرت و تعبير &quot;فطرت&amp;rlm;اللّه&amp;rlm;&quot;، روم/ 30 مي&amp;rlm;توان استشهاد نمود. چنان&amp;rlm;كه آيه، 138 سوره بقره شاهد ديگر بر پاك بودن فطرت آدمي است.52 &lt;br /&gt;خلاصه آن&amp;rlm;كه آن&amp;rlm;چه از جميل است، جميل است و آن&amp;rlm;چه از اوست پاك مي&amp;rlm;باشد. لذا فطرت انسان الهي بوده اگر پاك بماند به سمت او خواهد رفت. &lt;br /&gt;تمام مطالب پيش گفته در سخنان اميرالمؤمنين علي عليه السلام هم وجود دارد. &lt;br /&gt;ملاّي رومي ضمن نقل افسانه&amp;rlm;اي درباره نزاعي كه ميان چيني&amp;rlm;ها و رومي&amp;rlm;ها درباره نقاشي درگرفت، بيان مي&amp;rlm;كند كه پادشاه به آنان مهلت داد تا در روز موعود تابلوي نقاشي شده خودشان را عرضه دارند. چيني&amp;rlm;ها ابزار گرفتند و نقاشي كشيدند اما رومي&amp;rlm;ها تنها به صيقل دادن سنگي اكتفا كردند تا اين&amp;rlm;كه سرانجام در روز موعود دو تابلو روبروي يكديگر قرار گرفت و آن زمان كه رومي&amp;rlm;ها پرده از آينه خويش برداشتند تابلويي زيبا در آن منعكس شد و پيروزي به نام آنان رقم خورد. &lt;br /&gt;روميان گفتند ما را كرّ و فرّ چينيان گفتند ما نقاش&amp;rlm;تر &lt;br /&gt;كز شما كيست در دعوي گزين گفت سلطان امتحان خواهم در اين &lt;br /&gt;مولوي در ادامه به اين نتيجه مي&amp;rlm;رسد كه: &lt;br /&gt;بي ز تكرار و كتاب و بي&amp;rlm;هنر روميان آن صوفيانند اي پدر &lt;br /&gt;پاك از آز و حرص و بخل و كينه&amp;rlm;ها ليك صيقل كرده&amp;rlm;اند آن سينه&amp;rlm;ها &lt;br /&gt;كو نقوش بي&amp;rlm;عدد را قابل است53 آن صفاي آينه وصفِ دل است &lt;br /&gt;و خلاصه آن&amp;rlm;كه دل انسان چونان آينه&amp;rlm;اي است كه بر رخش زنگار گرفته است حال بايد زنگار زدود تا ديده انسان به جمال يار روشن گردد. &lt;br /&gt;حضرت امير عليه السلام به عامل ديگري براي مرگ قلب اشاره فرموده&amp;rlm;اند و آن اين&amp;rlm;كه انسان به شگفت مي&amp;rlm;افتد از اين&amp;rlm;كه دشمنان بر باطل خويش تا اين اندازه اتفاق و اجتماع دارند و شما بر كار حق خود تا بدين حد تفرقه و اختلاف.54 به هر تقدير، انسان حق&amp;rlm;طلب و عدالت&amp;rlm;جو از ديدن انحراف&amp;rlm;ها و باطل&amp;rlm;ها و كثرت آن و ملاحظه قلت اجتماع اهل حق به چنان حزن و اندوهي مبتلا مي&amp;rlm;شود كه به&amp;rlm;طور طبيعي نشاط خود را از دست داده، دل سرد مي&amp;rlm;شود و همين براي او مرگ قلب است، و براي ديگران وابستگي به زينت&amp;rlm;ها و زخارف دنيوي گناه فراوان و همنشيني با انسان،55 مرگ قلب محسوب مي&amp;rlm;شود. ذكر الهي و چنگ زدن به حبل متين او، دل را آباد مي&amp;rlm;كند. موعظه و زهد به قلب حيات واقعي مي&amp;rlm;بخشد. حكمت جان آدمي را روشن كرده يقين آن را شكوفا مي&amp;rlm;كند. گرفتاري&amp;rlm;ها و شدايد دنيوي چشم انسان را بينا كرده، روشن مي&amp;rlm;كند.56 حاصل آن&amp;rlm;كه قلب ممكن است در دو وضعيت قرار گيرد: مرگ و حيات. حضرتشان عليه السلام ضمن اشاره به هر دو، عوامل هر يك را برمي&amp;rlm;شمارد و با مواعظ پي&amp;rlm;درپي انسان را به حيات راستين كه همان حيات اخروي است ترغيب مي&amp;rlm;نمايد. و اين تنها رهين تلاش و كوشش آدمي است والاّ ابليس جز تزريق سم به وجود آدم كاري ندارد.57&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/8/%d9%82%d9%84%d8%a8+%d9%88+%d8%ae%d8%af%d8%a7/" title="قلب و خدا" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/7/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1+22+%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86+%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%8a%3a))/</id>
<updated>Sun, 12 Feb 2012 23:41:00 GMT</updated>
<title type="text">فيلم بردار 22 بهمن ناشي:))</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;لعنت برشيطان رجيم رانده شده از درگاه حق&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/80955a6dcb8828e644fa958e37a87e69.jpg&quot; alt=&quot;22 بهمن و حجاب&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;به نام خداوندي كه بخشنده و مهربان است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/37fb43f455586b696e514cccd60f13f5.jpg&quot; alt=&quot;22 بهمن و حجاب&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/6612476f69b8305b8b9877b4844feca4.jpg&quot; alt=&quot;22 بهمن و حجاب&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سپاس آن خدايي كه به من نعمت سلامتي داد و من با آن نعمت 22 بهمن سال90 &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/3a037e8b944b13f52754562dcb8ec842.jpg&quot; alt=&quot;22 بهمن و حجاب&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/df6549592e080c529290956fd32f35dd.jpg&quot; alt=&quot;22 بهمن و حجاب&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;را در ميان جمع مردم نيشابور بودم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/f14c40a16b1fa3d873f3d6b081fdaa91.jpg&quot; alt=&quot;مرگ بر آمريكا و 22 بهمن 90&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مردمي كه شايد به ايران زياد نيايد اما به استان كمي نيست و شايد به استان هم زياد نيايد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/97d38d4d3685c34db27cfd1bc6c8bd2b.jpg&quot; alt=&quot;حجاب و مرگ بر آمريكا با هم در 22 بهمن &quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&amp;nbsp;اما در خودش عالميست و قطره اي از ايران&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/c94b6eb00c443cd091a295fc42028f39.jpg&quot; alt=&quot;شعار در 22 بهمن نيشابور&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&amp;nbsp;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/090848b7e4353fb1f7b641c5577ec891.jpg&quot; alt=&quot;جنگ زنان محجه در 22 بهمن نيشابور&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;سرفراز منم من كه خود را هيچ ميپنداشتم و از ترس گم شدن ما بين قطره ها هيران بودم اما دريافتم قطره چون جمع گردد دريا شود و &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;حاصل جمع تمام قطره هاست اقيانوسي بيكران و من رفتم &lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/5a19734865ed57dde482d8423e58cdee.jpg&quot; alt=&quot;رهبر و امام حسين (عليه الاسلام))و چادر&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/5fa8db4d346aa5c30db800e091dc259f.jpg&quot; alt=&quot;چادر يعني...&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/73fca7a0962f7352b0f8bafccbc947e5.jpg&quot; alt=&quot;رهبر و نقش در تظاهرات مردم نيشابور&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;بارون ميباريد و مردم چتر به دست من و خواهرم زير يه چتر بوديم كه من چون خواستم فيلم برداري كنم جدا شم بارون كه كم كم شد برف روي سرم ميباريد و من دستمو به شكل حفاظ روي مبايل پر خاصيتم&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/54e385f00a2a15ceca5c0e6f749f19c6.jpg&quot; alt=&quot;سنگر زنان در تظاهرات و انقلاب 22 بهمن 90 &quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;گزاشته بودم:))خلاصه 53 دقيقه فيلم گرفتم اما م&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/fe0b203482819123d0a6cbd6f24d5df3.jpg&quot; alt=&quot;رهبر پر رنگ در 22 بهمن 90 نيشابور...&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;ن چون فيلم بردار لايقي نبودم نتونستم به طور &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;احسنت بگيرم اما تونستم در حد خودم بگيرم اما به علت حجم بالاش آپلود نشد خواستم &lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/1ea48d7395bcf12cc4f7e8d871034e8e.jpg&quot; alt=&quot;خون امام  حسين (عليه الاسلام)و چادر من :))&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;عكساشو ببرم و بزارم به علت گرافيك پايينم فتوشاپ براي برش باز نشد من هم با پرينت راحت نيستم گفتم نوشته هام توي مجله امتياز نياره چيزي نيست من براي خدا مينويسم اگر راست بگم:))22 بهمن ما مونديم تقريبا دو ساعت زيربارش بارون و برف نه لاي ترافيك بلكه به شعار و ما بين جمعيت ما گفتيم كه درسته ديده نميشيم اما هستيم و خدامون&amp;nbsp;و امام زمانمون و رهبرمون و &amp;nbsp;كشورمون رو دوست داريم ما هم از همه قشري بوديم مونديم زيربارون با چتر شايد با باروني با نايلون بدون چتر و...وقتي برگشتم ديدم سرم ميسوزه دو تا قرص&amp;nbsp; سرماخوردگي خوردم و يه استامينوفن كه آروم شم و نهار دعوت بوديم و اما من حالت تهوع داشتم ازسردرد نرفتم هيچكدوم از اون دو جايي كه دعوت داشتيم نرفتم ميخوام بگم مسخره كنين بخندين و شوخي بيخود كنين اما كسي كه توي مشكلات جدي مي ايسته ماييم تازه من كه چيزي نيستم وقتي فيلم برداري ميكردم قصدم اين بود كه خدا جاشو بهم بنمايه كه بزارم كه فعلا نميشه اما ميخواستم علاقمو به وطنم نشون بدم بگم كه ما جون داديم جونامون رفتن لاي سيم و مين و قطعه قطعه شدن اما عراقيهاي اشغالگر زندشون هم اونقدر نميارزيد كه شهيد لاله گون ما من هميشه وقتي دلم ميگيره ميرم&amp;nbsp;پيش شهداي گمنام من &amp;nbsp;توي اين شهر فسقلي به خاطر حجابم شايد مسخره شم شايد نماز اول&amp;nbsp; وقت رو مسخره كنن اما من ميخونم كه وسيله ي دفاع من همينه قلم من ديگه مال من نيست قلممو من وقف دستاي بريده ي عباس كردم كه اگر توي كربلا حضور داشت خدا ميدونه كه كسي جرات نداشت نزديك حريم حرم شه &lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/dda9da1300f277e919ea4e84ee6916ce.jpg&quot; alt=&quot;دستان عباس در گرو نماز و چادر &quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;دعا:خدايا به حق خوبانت به حق دستاي بريده ي عباس علمدار و گلوي تشنه ي حسين و جگر پاره پاره ي امام حسن و اما جواد الائمه به اماماي عزيزم كه يكي پس از ديگري شهيد شدن به امام علي كه فرقش شكافته شد به پهلوي شكسته ي بانو((من خجالت ميكشم بگم بي بي يا مادر))فاطمه ي زهرا به نوزادش محسن كه به دنيا نيومد تا نامي نيك به تاريخ بزاره كه اگر مييومد ميزاشت به پيامبر شهيدمون كه توسط زن يهودي شهيد شد و به هرچي ميشه قسم داد خواسته اي دارم افضل بر خوشبختي و موفقيت و همسر خوب و ...ميخوام تمام خواسته هامو فدا كنم و بگم خداي من جهاني منتظر منجي هست ظهور امام زمان رو نزديك و نزديك و...نزديك تر كن و سلامتي امام زمانمو هميشگي كن كه درسته نميبينيمش اما اون ما رو ميبينه و اگر خورشيد ديده نشه باز هم نورش هست در هر پستويي كه كوچكترين روزنه اي داشته باشه اللهم صلي علي محمد و آل محمد آمين يارب العالمين:))&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/7/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1+22+%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86+%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%8a%3a))/" title="فيلم بردار 22 بهمن ناشي:))" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/6/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa+3/</id>
<updated>Fri, 10 Feb 2012 01:23:00 GMT</updated>
<title type="text">رئيس كائنات 3</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;امروز ساعت 8 بود كه خواهرم منو بيدار كرد گفت ماكاروني كه ديشب ميخواستي درست كني من گفتم نميخواد فردا خانواده ازمشهد ميان ماكاراني نميخوان الان درست كن درست كردم ظرفارو شستم و...يك ربع به يازده رسيدم سر كار گفت:شما همتون خواب موندين بعدش خلاصه گذشت و اومدم خونه نميدونم چرا حسم نمياد ازسر كار تعريف كنم اومدم خونه قابلمه اي كه براي بچه هاي روتوش كار ماكاروني برده بودم و خوم رو شستم اصلا عقلم نكشيد قايمش كنم آخه گاو پيشوني سفيد بود تفلون بود و ما ظرفامون بنا به سن مامان و بابام يه خورده...خلاصه از حاشيه ر بيايم پرسيد اين چيه ميخواست بدونه و...گفتم اصلا من چه ميدونم چيه و...بازم خلاصه برگشتم ازسركار پنج عصر بود بعد ازنماز (آيكون ريا):))ظرفاي نهار اونا كه اصلا به من هيچ ربطي نداشت رو شستيم و اونا يعني بابام و خواهرم زيادي ظرف كثيف شده بود حتما ظرفي جا بجا شه بود يعني توي ظرف كوچيك يا قابلمه اي تهش خورده شه بود بعدش كه رفت من مال خودمو همشو شستم توي آتليه غذا رو نوش جان كرديم و ...بعدش اون خيليبا كلاسا براي خودشون جوجه سفارش دان گفتن براي شما هم سفارش داديم خوب مجاني كه نبود 6 هزار تومن سال 90 برايجوجه گرونه 4 تومن يا پنج بيشتر نبايد بعدش گفتم ماكاراني ها موكه خودم پختم كي بخوره و...خورديم و...خلاصه مامانم زنگ زدن كباب درست كنين ازمشهد ميايم كه من اومدم درست كنم كه يكي يه حرفيزد تنبلي منم گل كرد و...يك ساعت به اومدنشون زنگ زدن چاي ميخوايم و غذا من سماور رو روشن كردم و تند تند ماه ي كباب رو درست كردم كه اگر رسيد كه رسيد نرسيد بمونه براي فردا قبلشم سفره ي شام رو برده بودم براي اهل خونه خلاصه اومن گسنه ساعت 10 و نيم شب چاي روتندي دم كرديم و هركسي ميدويد يه كاري ميكرد و...خدايا...خلاصه (آيكون بخشش___خالم توي بچگي يه جارو خاكناز ميداد ميگفت تو كه ميموني خونه ي ما براي هم سنات تو ده خونتونم شهره برو ببخشيد بيتربيتي مرغارو جمع كن يه بارم...يه بارم منو خسته مجبور به لباس شستن كرد و خلاصه بارها و بارها و بارها كه يادم هست و نيست حالا ده ساله افتاده زير دست من اما خيليپول داره و ملاكآبم از دستش نميچكه يه گاوداري داشت بابام با بابابزرگم كه بابابزرگم زد به نام داداشم و خالم كه بشن شريك و ...خالم ميگه شما كلفتاي منين ازروي شير و گوساله هايي كه وقتيميميرن انقدر پارافين دارويي كه از نفته تزريقشون شده كه گوشتشون كامل بوي نفت ميده و بايد هفت من سركه و نمك و ...بزني كه مزه ي گندش بزوربره يه بارم مي درست شد بردم بچه ها نخوردن :)))اما ما ميخوريم ازروي گوشت اونا خوب براي من مشكله پذيرفتن اين مسئله خدايا كه شريك خترش بشه كلفت اون شريك كجاي دنيا اينطوره اونم بي جيره و مواجب درد منخدايا اينجاست كه پول تو جيبي اصلا و يارانمم كه خالم خودشميگيره مال من دست بابامه ميگه به خرجت در آخه مگه ما چيميخوريم بوقلمون؟!خدايا مرغامون كه هميشه غذاشون با من و خواهرمه و كلي هم توي اين خونه كار ميكنيم&amp;nbsp; خلاصه من با تلقينات و آموزش هاي آقاي دكتر فرهنگ به خاطر تنها خداي خودم كه عاشقشم بخشيدم خالمو اما برام سخته همچنان كلفتيشو بكنم اما فلجه رحمتون مياد بهش؟!آخي تفلكي؟!من سنگدلم؟!ميتوني همونا كه گفتم رو بزاري خودتو جاي من چه برسه به و...هارو اما من به هيچ ترحمي نياز ندارم به جون خودم كه از همهي دنيا بيشتر ميخوام جونم كه بشه همون روحي كه مال خود خداست خلاصه خواهرم هم اومدن يه لباس گرم دارم كه ازبس خونه هامون سرده جاي پتوميمونه حجابش هي ميشه تحمل كرد فقط پيش بابام و داداشم حالا داداشم ميگه بيا پيششوهر خواهرت با همون خوبه كه...خدايا اداشم و زن داداشم نه همرو هدايت كن اونا رو هم ...غيرت رو به تمامي مردا مخصوصا مرداي ايراني كه غيور بايد باشن برگردون خودت كه داشتن پس ميتونستن كه داشتن حالا به روز شدن قديميشون كن:))خدايا من موندم و يه عالمه چرا راستي اون ماه درست كردن براي كباب طول كشيد چون بايد همرو با رنه رنده ميكردم و ماده رو ورز ميدادم كه وا نره خدايا چقدر منو صيغل ميدي مگه من الماسم نيستم و اگر هستم ديگه غواصي ...خدايا به من دادي يه مبايل خوب يه كامپيوتر ازداشته هاي مادي طلا هم دادي به قدر كفايت و كلي تيتانيوم و ...طلا ها كه هي من سرويس نميدونم بايد بخوام يا نه و اگر بخوام تو گاب صندوق بايگاني شن يعني؟!خدايا من از تو خود تو رو خواستم و ميخوام و ازفكر خودم به فكر تو پناه ميارم خدايا كمك همه بكن اما من روزايي رو سر ميكنم كه در عين هشياري و عقل يونه خوانندم چون فرق ميكنم هوا رو قورت بديم دي خدايا همه به من ميگن دستت درد نكنه من ميگم سلامت باشيميگن خسته نباشيميگم خدا قوت من هنوز نتونستم ديگران رو بشناسم چون توي كارما و دارما و بخشش و ...غرقم توي چيزايي كه حريصم من تند تند گوش ميدم و با عمائل شاقه ميگم ميتونم آخه ديگران بيشتر وقت ميزارن گاهي يه ندايي ميگه كاريبكن كه بعد ميبينم توي درس هاي بعدي آقاي كتر فرهنگه من همه ي اينارو ميدونستم يا نميدونستم نميدونم اما اينا همه ي جاهاي عالم بون فقطيكي رو ميبايست به زبون من كه باحاله حرفبزنه كه فرهنگ با فرهنگي كرد و حرف زد ميدونستم و باور نداشتم خدايا تو به باورم رسوندي خوت همه ي اينا رو پله پله گزاشتي جلوي پاي من خودت...خدايا منو به خودت آشنا كن و در خودت محو خدايا من دارم صبر رو تحمل ميكنم گاهيوقتي كه ميبخشم و انعكاسش يا نميينم و يا بد ميبينم اما ميگم تو اون بالايي من جلو جلو خواستم و تند تند پيش رفتم به كمك تو و هرچي گفتي عمل كردم گاهي خوابيدم بيدار كه شدم گفتم غلطكردم خدايا مقاومت ها دلمو شكوند وقتي از طرف خانوام بود انتظار نداشتم وقتي حجابمو كه من اعتقاد دارم فقطگردي صورت و دست ها ميشه ديده شه و اما من هنوزم كامل نيستم خواهرم كه خودش آخر حجابه مسخره ميكنه و با هم به من ميخندن و من نگاه ميكنم و توميگي ساكت خدايا من وقتي سكوت ميكنم و صبر برامسخته يه عمر قر زدن و شكوه كردن خدايا پيش تو هم روي غر و لند ندارم از افكارم به تو پناه ميارم اعمالم تا حدي تلاشش با من كمكش با تو اما افكارم كلش با تو و سعيش با من:))خدايا هميشه گفتم تو اونايي كه ميخواي ميدي بخواه كه به من بدي من فكر ميكردم كه الان يه ماشين شاسيبلند ازابرا مياد پايين و يه خونه از جزاير هاوايي آخه اول كلاس بودم اما الان فقطخوتو ميخوام كه تو راضيم كردي و من الان چيزايي كه دارم رو باماشين و جزيره كه هيچ با باغ بهشتي هم عوض نميكنم خدايا من خانوادمو دوست دارم و اگر به وسيله ي اونا مسخره بشم من كه كسي نيستم نديده بگيراگر يه وقتيبرات مهم اومدم (آيكون اعتماد به نفس:))خدايا من ازشر شيطان هاي انس و جن به تو پناه ميارم و ازدست وسوسه گر خناس من جواب سوالامو همورو ازتو ميگيرم اعتماد به نفس به من دادي خداياااااااااااااااااااااااا امروز تو جلسه ي فكر كنم نوه و شش يا هفت يه آقايي ازآقاي دكتر فرهنگ پرسيد كسياونجوري كه شما ميخواين موفق شده من احساس رضايت ميكنم خدايا من هدف ميخواستم تو هدف من شدي من به همه ي درسا رسيدم چيزيبه بحث هدف نمونه خدايا كمكمون كن وقتي به تو نزديك ميشيم دوباره دور نشيم و دوباره سختي رسيدن...انشااله كه بازم&amp;nbsp; بشه و اماخاي من ميترسم كه دوباره راه به خطا برم پسكمكمون كن خايا همه ي اونايي كه من رو در اين راه كمك كردن براشن دعا ميكنم كه خودت و باب الحوائج و خوبان براشون دعا كنين و همه ي اونايي كه دوسشون دارم كمكم كن در مسير تو دوست داشته باشم چيزاي دوست داشتني رو و فقطبراي تو خدايا تنها شم و جزتو ندارم...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;__________________________________________________ )_______________________________&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدايا من خالمو بخشيدم اما اگر تو ميخواي كاراشو ميكنم اما دوسشم داشته باشم؟!قلبيه دوست داشتن به قلب نميشه چيزيتحميل كرد مگر به حكم خدا و محبت مال قلبه و نميشه قلب رو اجبار كرد من بهش ستور ميدم دوسش داشته باشه اگر تو ميخواي خونه ي ما ملك مخلوقات من نيست درسته كه نيا بزرگه اما نميدونم يا من برم يا اون نه خدايا خودت ببين فقط دوست داشتن رو تو به قلبم بنداز اما خداي منكسايي كه سوء استفاده ياطلب دارن قلب من زيربار نميره زيربارش ميخواي بياري آيا؟!:))موندنش كه كمترينه:))خدايا من ازتو خوشبختيخواستم كلك زدي:))چيز ديگه اي تو ذهن من بود:))حالا سر راست برسون براي همه ...انشالله(صلوات)خدايا آتليه پره از....اما من شكايتي نميكنم هنر رو به من ياد به و به من بفهمون كه برم يانرم به وسيله ي فرشته يا قرآن يا ...يابنده هايي كه باورت دارن و باورشون دارم آقاياصفهاني كجايي من شاگرد پشت در استاد گرامي آقايدكتر فرهنگم كه انشاالله خا به غيبش شفاش بده(صلوات)مجروح شيميائي جنگه آخه تونستم به مدد خدا و خواست خودم و با بند بند سلول هام و به تپش قلبم و به جاري بودن قطره قطره ي خونم راضيم من شك هايي عارضم شد به خاطر بيماري خواهرم كه فكر كردم ميميره كه خودم نابود شدم اما خدا شفام داد و من سالمم و نه تنها سالمم لكه اعتماد به نفس كه ناشتم حالا دارم و...نميشه شمرد خواب هم چيز خوبيست اصفهاني ها آقاي فرهنگ و همه ي اونايي كه اين تلاش رو كردين كه من رايگان بياموزم رايگان ميآموزانم و بخشش به معناي بيكرانش رو خدا به سلول هام انشااله تزريق ميكنه كه علمم را ببخشم رايگان تو نت و ...و خدا روزيرسانه نون زياده روزي هيچ كسيبه روزي ديگري بند نيست مگر اينكه حرص غالب بشه و...روزي من رو خا ميرسونه و با بخشش علمم و كار گرفتن بدنم در راه خدا خدا رو خوشحال ميكنم و خوشحالي خا در گرو خوشحالي بنده هاشه براي من نبايد فرقي كنه كه خا چجوري خوشحال ميشه اما خدا هم ظرفمن رو انشاالله بزرگ تر ميكنه كه ....&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/6/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa+3/" title="رئيس كائنات 3" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/5/%d9%8a%d9%83%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d8%a8%d9%8a%d8%b1%d9%88%d9%86+%d9%88+%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86/</id>
<updated>Sun, 05 Feb 2012 22:36:00 GMT</updated>
<title type="text">يكروز بيرون و برون</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;لعنت بر تو اي شيطان لعنت شده:))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خداي بخشنده ي مهربانيها:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز ساعت يك ربع به هشت صبح بيدار شدم معمولش اينكه ساعت نوه و نيم ديگه سر كارم باشمكار كه نه فعلا آموزش اما ياد بگيري تا باشن ميخوانت خلاصه ديدم پسر خواهرم كه يه پنج سالي ازخودم كوچيكتره با لب تابش داره تايپ ميكنه پاشدم برم سماور رو روشن كنم بيام بخوابم كه ديدم سلام ميكنه اشت تايپ ميكرد تايپ منم كه ماشاالله بلبل واره&amp;nbsp;خلاصه رحمم اومد بيدار موندم گفتم چيه اين لب تابت كه نميشه تق تق كوفت روش نرمش بلد نيستم با صفحه كليد تند تند نميشه آخه:))اينجوري انگار دستم داره بازي ميكنه:))خلاصه چاي م كردم چاي خورديم كامپيوترم لطف كرد بالاآورد خودشو:))اومدم تايپ كنم مامانم گفت ازحال بالا (پله هاي رو به پشت بام مخفيگاه طبقه ي بالا )قابلمه بزرگرو بيار نبود رفتم از زيرزمين قابلمه آوردم (انباري نه زير زمين):))خلاصه بز نشستم مامانم گفت برو سيب زمينيبيار ازانباري ما حوصله نداريم هميشه بازار باشيم البته بابام كه مسئول خريده خريد رو انداخته به مامانم مامانم هم ميره زياد ميخره راحت باشه(ما پول دار نيستيم قرص ميكنيم ميخريم جزئي ميفروشيم:))(آيكون دروغ براي اينكه نفهمين باباو مامانم زمين دارن آخه از فضل پدر مرا هيچ حاصل نيست ميگم نفهمين حداقل زمين داره نميفروشه به نام خودشم هست ميگن به هر كسبخوايم ميديم اونم بعد مرگ بچه ي خوبي باشين ببينم كه آخرچي ميشه ازوصيت نامه هم كسيخبر نداره شايد همه اش وقف باشد خلاصه من لاشخورت كه نيستم به مرگ آنها بينديشم(آيكون بچه ي الهي:))خلاصه رفتم بيرون ازبحث رفتم سيبزمينيبيارم برف ميباريد كلي عا كردم اين مرغا گرسنه همينجور نبالمن صفكشيه بودن نميدونستم ازكدوم وري برم رفتم سيب زمينيبرداشتم براي مرغا آب گرم آوردم آخه آدمن اونام توي اين بحران تخم مرغ تخم دو زرده كجاست:)) ظرفشون يخ بسته بود آب گرم جا كردم بعدش گندم ريختم و كنسانتره اومدم تايپ كرديم باپسر خواهرم ديگه خواهرام لطفكردن بيدار شدن كاراي مامان ميگفت رو به عهده گرفتن:))متونش رياضي خارجكي بود تايپش طول كشيد ترجمه ي فارسيبود اما من آشنا به اصطلاحاتش نبودم:))يك ربع به يازده سر كارم بودم:))شب بعد اذان هم ازسر كار برگشتم(آيكون نديد پديد كار نديده:))خوب چيكار كنم سر كار نرم كجابرم؟!درك كنين ديگه توي خونه لم ميگيره مامانم بابامم زمستونه خالم كه فلجه تفاوت طبقاتي سني و...تا نباشي در شرايط كسي نخواهي توانست درك را البته من هنرش خيليبرام مهمه من قيد كار روزده بودم ...خدا خودش جور كرد به منچه:))نميدونم مصلحت چيه اما يه مصلحتي هست زنگ زدم پرسيدم گفتن برو هنر رو ياد بگير:))منم رفتم:))از بيكاري بهتره نوبت كار خونه رو هم ميدم:))خلاصه برگشتم الانم اينجام :))(آيكون خلاصه نويسي و اينچيزا:)) يا حقشايد مطلوب خدا افتاد و امام زمان خوششآمد و رهبر برگزيد ما را آنهم شايد...&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/5/%d9%8a%d9%83%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d8%a8%d9%8a%d8%b1%d9%88%d9%86+%d9%88+%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86/" title="يكروز بيرون و برون" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/4/%d9%83%d9%88%d9%8a+%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d9%86/</id>
<updated>Fri, 03 Feb 2012 23:34:00 GMT</updated>
<title type="text">كوي خراباتيان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;لعنت بر شيطان رجيم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خداوندبخشنده ي مهربان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خيلي سالها پيش هفت سال پيش رفتيم خونه ي دوست دوستمون تو قم اونم بدون حضور دوستمون حالا اين معادله كه نفهميدي چي شد اصلاكجا لنگ ظهر نهار آدم رو راه ميدن كه اونم ما بوديم دوست دوست اون صاحب خونه بنده خدا خلاصه نهار رو آوردن فك كنم اصلابه شما چه چيآوردن مگه فوضولين ميدونم ميميرين نگم پس ميگم ماكاروني با برنج خيلي حافظ ه ي خوبي دارم مگه نه رد خور نداه(آيكون تعريف ازخود)خلاصه انقدر تعارفمون كرن كه مرديم بعدشم با پسر ده ساله ي صاحب خونه منچ نه شطرنچ زديم:))ميگفت دستت نخوره تونامحرمي جالب بود برام آخه سني نداشت نوشابه رو چي نميگي سر سفره تمام شيششو ميخواست بچپونه تو حلق ما آخه خيلي عجيب بود بچه بود خلاصه ميوه رو كه خورديم خوابيديم ما مسافربوديم تو شهر قم خونشونو بزور پيدا كريم ماشين رو دورتر پارك كرديم كوچه ها تنگ وباريك بود ميگفتن اينجا محله ي شيخ نشين هستش:))نميدونم خلاصه ي مطلب اون شب شوهر خواهرم ميگفت برات شيخ بياد قبول ميكني گفتم افتخار بده بيادش:))چرا كه نه:))خلاصه خونشون بزرگ نبود اما دو خانوار با هم زنگي ميكرن انگاري چشم ديدنهم رو داشتن ازاون مادر شوهر بد جنس زن داداش چاقالي كن عروس زرنگا نبودن همشون حجاباشون زياد بود خيلي...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ريز نوشت:سالهاست شايد 7 هشت سال هنوز يادم نرفته اومدن سوهان قم رو هم برامون بخرن اينا چقر خوب بودن آدم دلش ميخواست ازشك اينهمه خوبي بره زيرزمين راحت شه:))در حسرت خاطراتي كه بد جنسي نباشد تجملاتي كه ازدواج سخت نكند حاشيه هايي كه اصل را نخراشاند در حسرت كوچه هاي تنگ و باريك و خانه هاي كوچك و دو نفر نشين اما مرد هايي مرد و اهل درد نه مرد هايي به شكل مد و به باطن نا مرد سخن بسيار و خلاصه نويسي بر گزيده انسان حال كه من همان شكلي شه ام گويي تافته هايي هستيم اينجا جدا بافته اينجا نخرندمان و بس بخندند بگزار بخندند اما بعيد ميدانم شاد شوند با خنه هايي ته رنگ مانند و الكي و ظاهري اما من به دون شام چون ...گويمكه عشق چيست گويند برو گمشو قيمت سكه بنگر به آسمان است گويم كه مرد مرد درد است گويند مرد نيست و گويم هست و بخندند همچون همان موري افتاده بر گودالي كه ميگويد ايواي دنيا آب برد و گويند تو را آببرد و گويد مرابرد دنيا برده&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/4/%d9%83%d9%88%d9%8a+%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d9%86/" title="كوي خراباتيان" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82+%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a+%d9%88+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%d9%8a/</id>
<updated>Wed, 01 Feb 2012 16:47:00 GMT</updated>
<title type="text">اخلاق ديني و قرآني</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;لعنت بر شيطان نفرين شده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خداوند بخشنه ي مهربان يه حسي دلم خواست نسكافه مهمون كنم همكاراي كار جديد روالبته كار چيه قراره ياد بگيرم در واقع معلمام محسوب ميشن گفتم نوبت شما سه نفر رو يعني 4 نفر رو من جارو ميكنم چاي هم من ميارم براتون به بچشم گاهي هله هوله ميدم بچه ي يكي ازفتوشاپ كارا رو خلاصه ميگن نميخواد و اينا اولين روي فكر ميكردن من دختر خان قاجارم بفرماييد و اينا اما يه حسي گفت ازخودشون باش ميتونم بشم جاسوس صاحب كارشون اما من مرامم بالاست صاحب كارشون خانومه آتليرو ميچرخونه شوهرش دوست داداشم خودشدوست زن داداشم اما من خدايي دارم كه منو برد به وسيله اونجا اما خدا برد و من نبايد منكرش شم من فضايي پر تنش رو دوس ندارم آرامش خواهانم امروز گفتم پاشو بيا جوش آوردن آب دستگاه رو يادم بده به منشي گفت حوصله ندارم برو يه دكمس بزن اما يه كمه ي كوچولو اون پشتش منم گفتم درستت ميكنم يه حسيگفت نه براي همه آبجوش و نسكافه بردم اون ديد فكر كرد چايه گفت نميخوام ميخوام برم روش نميشد كه وقتي نسكافرو تو دستم ديد خانم موكوهان شتري يه نگاهي كرد اما من كه مرامم مرام اون نيست خودمو بسازم بشم جيزك پسراي مجرد تبليغات بيا داماد شو يا ببين چه قشنگم رفتم گزاشتم روي ميزش گفتم بگير يه كم كه گذشت ديدم يخش بازشد رفت براشت آورد خورد گفت دستت درد نكنه يه مهري به ل ب&amp;nbsp; وقتي بقيه گفتن گفتم نوش جان خلاصه ميخوام بگم رسته من با حجابم اما نميتوني تملق و چاپلوسي كني چاخان كني اما همزمان مرامم دارم براي اين آدما بايد يكي به ميخ زد يكي به نعل خلاصه اگر اونا دين ندارن اخلاق دارن من همشو با هم جمع ميكنم ببينم چي ميتونن بگن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;يا حق&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82+%d8%af%d9%8a%d9%86%d9%8a+%d9%88+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%d9%8a/" title="اخلاق ديني و قرآني" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa/</id>
<updated>Mon, 30 Jan 2012 22:46:00 GMT</updated>
<title type="text">رئيس كائنات</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;لعنت بر شيطان رانه شده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خداوند بخشنده ي مهربان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;اومدم پست بزارم كه دكمه ي ارسالم درست شده اما انقدر عجله دارم كه نميدونم دقيقا چي بنويسم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آها داستان مينويسم مفتكي:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دختري بود كه درس خوان نبود به كارهاي هنري علاقه اشت هنرمند كه شد به جاي پي گرفتن هنر نشست فيلم نگاه كرد همان فيلم كه در سال 85 گزاشتن مردي كه كور بود و چشم بصيرت يه حاج آقا رو گرفت و چشم بصيرت دار شد دختر ازاونجايي كه بين بيست بود و كودك درونش بيدار بيدار گفت شپرتيه بزار منم بگيرم شباي قدر خواست و دچار كارما شد پنج سال زجر كشيد و گفت نميخوام و ولش نميكردن :))تا اينكه امسال گفت خدايا چشمي با بصيرت بده يعني بد و خوبو بفهمم به واسطه ي چشم و گوش و...خلاصه خدا داد بعد اين ختر در اين راه خطراتي به جون خريد و ازتونل هايي وحشت رد شد و روحش بزرگ شد حالا ختر يه كار هنري عالي پيدا كرده خدا داره يادش ميده اعتماد به نفس پيدا كرده بيماري عصبيش كه از همون خل و چل بازيش چشم بصيرتش بود دكترا گفتن خوب شده حرفزدنش عين روانشناسا و عارفا و فيلسوفايه از هر كسييه چيزي ميدزده كه بشه زيبا در حال رفع معايبشه اما توي فال سال تولدش اخلاقش يه كم زود عصبي ميشه زود سرد ميشه داره به كمك خدا عصبانيتشو بروز نميده كه كمكم بره خلاصه اون يه روز دوروز قبل&amp;nbsp; رفت بيرون هر چي چرا آورد خدا جوابشو داد گفت خايا خداوندا چرا اينا موهاشونو عين كوهان ميكنن ميريزن بيرون خدا گفت بنه ي من خفه شو وقتي رو نديدي كه درسته كوهان نكردي اما درگير بوي گفت آره خدا جان ديدم ميشه اينا رو هم هدايت كني خلاصه چند وقته داره با خداش حرف ميزنه تو خواب و بيداري خداشم اره درسش ميده درسايي كه بعضي پيراش نديدن دخت مونه كارما ها رو يادش نمياد نميخواد ريا شه كاراش پور شه بره پي كارش مثلا ميخواد كاراش خدايي بمونن البته براش سخته فحشش بدن حرفنزنه چادرشو له كنن جيغ بزنن بگن اين خداي تو خداي ما هم هست هرچي كار كنه نبينن و اينهمه امتحان اما درسايي كه ميخواد ديگران به سالها گرفتن اين فشرده بگيره پس بايد بيشتر تلاش كنه خلاصه با كوله باري از حرف مهر خاموشي بر قلم اما خدا براش كلي چيزيخريده براش يه توگردني خريده كه جلوش 5 تن آلعبا و&amp;nbsp;ان يكاد &amp;nbsp;و پشتش آيت الكرسي و كلي چيزاي ديگه ختر مونده توي كاراي خدا اما نميشه خدا بزرگه اما باور داره خدا رو چون روح خدا درشه دختر هاله ها رو دوست داره پيام ها رو خوشش مياد ختر داره به يه چيزي فكر ميكنه كه خداش كمكش كنه :))الانم اومد پست بزاره تا ارسال كرد ديد پست قبلي پريد ميگي چجوري اسم پست قبلي اون بالا بود تا ارسال كرد اين جايگزين شد عيبينداره اينم يه درسه يا يه كارما همرو ميفهمه دختر:))&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/2/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa/" title="رئيس كائنات" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa/</id>
<updated>Tue, 03 Jan 2012 20:26:00 GMT</updated>
<title type="text">رئيس كائنات</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;به نام رئيس كائنات كه خود به انديشه ام رسيد اين اسم ميگويند در گينسبه ثبت برسان اين هم گينس:))&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خداوند بخشنده ي مهربان من همان رئيس كائنات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از كائنات بخواه يعني آنان كه به كائنات معتقديد همان به تعبير دنيوي ما دو اسم رطبو خرما كه هر دو يكيست خداي من يگانه الله واحد تمام موجودات و هستي و نيستي و در مغزمن نميگنجد چهله نيست بيداري كه تو هشيارم كردي كائنات را&amp;nbsp;با تو ميخواهم كه تو راس هرم آني در ياضيات هر كسيدر جايي به تو رسيد و من در همه جا خدايا من اول از تو تو را ميخواهم و بعد ائمه ي تو&amp;nbsp;&amp;nbsp;خداي من هماني كه خالق البشري من تو را دوست دارم و به واسطه ي آنچه تو ميخواهي همه را دوست دارم مرا تاب ديدار امام زمانم نيست چون از گناهان يك انسان كه معصومين چهارده تن هستند با خبر است حتي افي بر پدر و مادر من درگير نيروهاي چپ و راستم و تو مرا ميبيني امروز باران ميباريد احساسي به من گفت چه ميشود زير باران بايد رفت و چشم ها را بايد بست زيرباران خواندم دعاي فرج را و دست راست به سمت آسمان خيس خيس تا خانه باران را همراه بودم پس خواندم عاي فرج را و سلامتي آقايم مولايم امامم امام زمان مهدي فاطمه را (اللهم صلي علي محمد و آل محمد)قيام ميكنم تا قيام كند به خواست خدا ميتوانستم تاكسي كرايه كنم اما لذتي داشت كه شايد هركس نفهمي دستم كه بالابود شايد فكر كنند براي بارش باران روي دستم لذت ميبرم شايد...هر فكري ميكنند بكنند چه ارزشي داد اما با خودم گفتم ببين هر كاري ميكني بايد توجيهش بدانند و اگر نانند به تمسخر آيد من ندانسته ها را&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نديدهام قيامت شود يوم الحسره است خداياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اي الله من اي يگانه خالق من اي آفرينش بخش هستي كمك كن ما را و من را در دنيا به حسابشان و حسابم برسيند و برسيم قبل ازقيامت واقعي آنجا ميبينم و ميبينند آنها كه مرابه خاطر شايد حجاب و شايد ...نه نفريني به دنبالشان و نه آهي دامن گيرشان آنقدر حساب دارند كه حساب من به حسابشان افزوده نشود تازه اگر شود آبرويي باشد آنها كه بتوانم از آبرو داران خواهمآبرو گروشان گزارند و اما نميروند به جايگاه پيامبران و به قرب خدا شايد مراتب پاييت پايين پايين ترين بهشت و آنگاه چنان زجريست صحبت نكردن خدا و نديدن ائمه كه آتش دوزخ سزاست باشد تا قيامت ديدار آنموقع نه براي مهاربه براي اينكه بفهمند چرا به حرف كردند و مسخره و خنده كردند و...از كائنات ماشيني لوكس نخواهم همسري باايمان و مهربان و خوب و خوشبختي در كنار او آنچنان كه قران گويد سكينه همان مايه ي آرامش خواهم (((((((((((((((((((&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;font: 10pt tahoma; color: #000; direction: rtl; text-align: justify; padding: 0px;&quot;&gt;&lt;span id=&quot;ctl0_Main_ctlArticle_txtText&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;سؤال:&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;معناى سكينه در قرآن كريم چيست؟ &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;جواب:&lt;/span&gt; واژه سكينه از ريشه &quot;سكن&quot; و &quot;سكون&quot; مقابل و مخالف &quot;حركت&quot; است. سكون قلب به معناى استقرار انسان و عدم اضطراب باطنى در تصميم&amp;rlm;گيرى است. خـداونـد مـتعال سكون قلب و آرامش آن را از خواص ايمان كامل و نعمت&amp;rlm;هاى بزرگ خدا شمرده است. دلـيل اينكه مومنين واقعى از آرامش خاطر برخوردارند اين است كه به حقيقت معناى لا اللّه الااللّه پى برده و آنرا همواره در نظر دارند. آنان دريافته&amp;rlm;اند كه سود و زيان، عزت و ذلت، و ... به دست خداست. گـرچـه هـمـواره در تلاش اند و مي&amp;rlm;دانند كه &amp;laquo;ليس للانسان الا ما سعى&amp;raquo; اما توكل و توجه آنها به خداست.&lt;br /&gt;از اين رو به مرحله&amp;rlm;اى مي&amp;rlm;رسند كه هيچ خوف و اندوهى بر آنان راه ندارد. و چون اينگونه&amp;rlm;اند به سكينه و اطمينان خاطر رسيده&amp;rlm;اند.&lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;منبع:&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;تفسير الميزان ج 2 ص 289&lt;/span&gt; ))))))))))))))))))))))من از كائنات خانه اي همچون قصر نخواهم خانه اي خواهم كه امام&lt;br /&gt;&amp;nbsp;زمانم بتواند روي فرش آن آيد بتوانم روي فرشي بشينم كه آرامش باشد نه روي مبلي كه دعوا آيد بتوانم بسازم نه اينكه بسوزم بتوانم توانستن را معني كنم درك كنم بفهمم و در خونم آيد و در تك تك سلول سلول منتشر شود گفتند قران بخوان گوشواره ميخريم اما دلم درآن بچگي نيامد قران براي دنيا بخوانم به گوشواره رسيدم از كائنات 6 النگو خواستم داده شد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;منتها به اسباب خواستم و خوب بودن را بازي كردم حال كه دارم تمرين را ممارست ميكنم چه ميشود حال من راضيه المرضيه ميخواهم از خدا خدا ميخواهم داده ميشود به حتم برخي به اندازه ي ظرف كنوني داده شده اما بايد ظرف را به كمك خدا و پيامبر و ائمه و نظر خوبان بزرگ كرد آري اينگونه باشي ديوانه اي حال من ازرئيس كائنات همچون آن زني كه عباي رهبرش را خواست عباي رهبرم و عمامه اش را و تمامي سجاده&amp;nbsp; و مهر و جانماز&amp;nbsp;و قران و هرچه رهبرم دارد ميخواهم بارها براي رهبرم جنگيده ام براي رهبري كه ولي فقيه من است بر دوست صميمي ام خشم گرفته ام كه به گفته ي شيطان نكن&amp;nbsp;و يك بار هم در لانه ي پدر تازه عروسي كه شده بود&amp;nbsp;عروس ما به رهبرم و شيوخ توهين شد در17 سالگي بااستدلال جنگيدم و گفتند تو جوان ناآگاهي و تا كنون ناآگاه مانده ام حال بد اين ديوانه خوانده ي نا آگاه رحم و شفقتي آريد تمامي مطالب زمان خواب پاك شده به همين مطلب و به جنگي كه داشته ام پاداش دنيوي اش را و به جنگ هايي كه خواهم داشت پاداش دنيوي اش را بي شرمانه خواهانم ديدار رهبري ميخواهم در منتهاي خواسته ام كه همه ي اين خواسته ها از خداست كه برساند به رهبرم كه اگر خداي من نخواهد به رهبرم صدايم نخواهد رسيد پس اين را هم ميخواهم خواستگاري دارم كه ازرئيس كائنات يگانه الله لا الله الا الله همان خداي خودم كه كنون ميپرستمش اغلب خواهانم كه رهبرم مرا عقد كند و اگر خداي من جزاين خواهد باز من تسليمم اما ميدانم خداي من بقيه ي خواسته هايم را اجابت خواهد كرد و اين با خداست اين عقد كه در كجا باشد با خداست براي خوشبختي واقعي هم خاطره اي جالب دارم 40 روز سوره ي حشر خواندم 10روز دعاي افتتاح خواندم 40 ها بار زيارت عاشورا خواندم 40 بار و...براي اينكه با جزئيات بدانيد به اين فيد اين وبلاگم برويد&lt;a name=&quot;http://rozeebarane.parsiblog.com/MLink/?5420995&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://rozeebarane.parsiblog.com/MLink/?&amp;nbsp; 5420995&quot;&gt;http://rozeebarane.parsiblog.com/MLink/?&amp;nbsp; 5420995&lt;/a&gt;&amp;nbsp;در كتاب آيت الله بهجت خدابيامرز صلوه الله عليه آمده كه هر دختري كه خواستگار مي آيد و ازدواج نميكند بايد پنج پنجشنبه عبايي بر سر بيندازد و حديث شريف كساء بخواند من هم انجام دادم پنجشنبه ي آخر زير عبا برادرم آمد دعا به نيمه بود اما من مثر همه گفتند برخيز دوباره گفتم بايستند در دلم تمام ميشود رفتند و دعا تمام شد كلي دعوا شدم:))خاطره ميماند اما:))مي ارزد اما:))حال ميدانم خداي من صداي بنده اي كه اگر&amp;nbsp;عطا نكند باز و باز و باز به سراغش ميرود را ميشنود و احساس ميكنم كه شنيده دارد ميشود انشاالله آني كه خدايم براي خوشبختي واقعي من ميخواهد پس من نه ازاين رو كه نا لايقم بلكه از اين&amp;nbsp;لايقم راضي ميشوم به آني كه خوشبختي است كه در آرزوهايم بود و رويايي صادقه شد و تعبير يافت پس ايكائنات بدانيد و واقف باشيد كه دست خداي من بالاي تمامي دستهاست و مكري بالاتر از مكر او نيست پس خدايا خودم رابه تو ميسپارم همچنان كه رهبرم راقبل تر سپرده ام و امام زمانم را قبل تر پس ميگويم و فاش فرياد ميزنم آني كه ميگويد ازدواج جيز جيز و بد بد يا خود به تمسخر گرفته يا مشكل دارد يا در زير بخ خطا ميرود اما من كه به چهله&amp;nbsp;نشسته ام پس خدايا تا آخر عمر رهبر من حتم دارم كه همسرم(انشاالله) هم خيلي شما را دوست دارد و پدرم هم براي شما جنگيده&amp;nbsp;ومادرم هم نيايد مادر است دلش ميشكند نترسيد كل فاميل نميآوم اين و آن و هر چه وبلاگ دارم فداي راه دين ميكنم و تلاش من بر اين است كه من نباشم همه باشم&lt;img src=&quot;http://www.uploadkon.ir/uploads/8207b4389e4f36be1fb0739ea9f2abf1.jpg&quot; alt=&quot;رهبر ايران&quot; width=&quot;630&quot; height=&quot;358&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;font: 10pt tahoma; color: #000; direction: rtl; text-align: justify; padding: 0px;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.upsara.com/images/pjgua4iqjq0kbqr2mdvy.jpg&quot; alt=&quot;رهبر اسلام&quot; width=&quot;500&quot; height=&quot;375&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;font: 10pt tahoma; color: #000; direction: rtl; text-align: justify; padding: 0px;&quot;&gt;با منتهاي ذوق از عقلي ناقص و با خلوصي ررهبر دوستانه كسي در ابتداي راه همچون من اين تصاويربه ظاهر ابتدايي ساخته ميدانم به هر كه دهم ساده اش خوانداما من برايش عشق ريخته ام و خلوص پس توجه خواهانم كه از رهبري خواهانم نه يك انسان عادي&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;font: 10pt tahoma; color: #000; direction: rtl; text-align: justify; padding: 0px;&quot;&gt;روحي چون حاج ذبيح الله بخشي&lt;img src=&quot;http://www.rajanews.com/Files_Upload/46952.jpg&quot; alt=&quot;عكس حاج ذبيح اله بخشي&quot; width=&quot;550&quot; height=&quot;390&quot; /&gt; به خدا پيوست من ناقابل آبرو ندارم اما باز هم ميخواهم&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://rozeaftabe.ParsiBlog.com/Posts/1/%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3+%d9%83%d8%a7%d8%a6%d9%86%d8%a7%d8%aa/" title="رئيس كائنات" type="text/html" />
<author><name>نرجس خاتون</name></author>
</entry>

</feed>
